حجت تمام شد

نوامبر 7, 2009

دایه دایه وقت جنگه

6 نظر تا “حجت تمام شد”

  1. جوينده گفت

    يعني از امروز به بعد صف بنديها جور ديگه اي ميشه؟
    اينده هميشه رمز و راز بوده.
    ولي اين دفعه اينده رمز و راز بودنش خيلي رمز و رازه.
    مثل اينه كه توي يك غار سياه بدون نوري و مي خواهي بفهمي ته غار كجاست و چيه؟
    كاشكي غارش راه به در باشه.

  2. زهرا گفت

    ترانه اش را خیلی دوست دارم.
    مرموز شدی منظورت چیه از این پست؟

  3. شهرام گفت

    سلام ، وبلاگتون خیلی قشنگه من معمولا همه پستهای شما رو میخونم و بعضی هاشو با اجازتون توی وبلاگم میزارم
    همین

  4. Dani گفت

    شمشیر جواب شمشیر !

يك پاسخ برايش بگذاريد