باخته
سپتامبر 27, 2009
وقتیکه دکتر زنان وزایمان و درمان نازایی رو به مرد کرد و گفت مشکل از شماست و درمانش خیلی سخت, زنش زد زیر گریه. اما مرد در بهتی عظیم فرو رفت. داشت حساب می کرد که اگر در طی ده سال گذشته هفته ای دوبار س.ک.س کرده باشد در مجموع چقدر پول کاندوم داده است. پول کاندوم جهنم, چند بار مجبور شده است به خاطر بی کاندومی قبل از ارضا بیرون بکشد و کیفش کوفت شده. حالا کیفش هم جهنم یادش به آن همکار خوشگلش افتاد که باسن بی نظیری داشت و یک سال و نیم منت کشید و جان کند تا به رختخوابش بکشاند ولی از بخت بد کاندوم ماندومی دم دست نبود و از ترس حاملگی روی شکم و صورتش ریخته بود و دختر آنقدر چندشش شده بود که نه تنها دیگر با او نخوابید که حتی جواب سلامش را هم نمی داد.
دکتر داشت راجع به لقاح مصنوعی حرف میزد که یکی دیگر را به یاد آورد. دختر بلوند و لوندی که می گفت از او حامله شده و کلی تیغش زده بود تا به زنش چیزی نگوید. و آن یکی که سبزه و جنوبی بود, او هم گفته بود حامله شده و مرد یا مسئولیتش را می پذیرد یا می رود و مرد مسلما رفته بود اما اکنون به خاطر می آورد که این احتمالا بهانه ای برای دک کردنش بوده. چون دخترک از مدتی قبل می خواسته از شرش خلاص شود اما او ول کن اش نبوده.
نگاهی به زنش انداخت که در ظاهر غمگین بود اما قطعا الان در دلش عروسی بود. حتما او هم به دعوای چند شب پیششان فکر می کرد که مرد با اطمینان از خودش, که حاصل حاملگی قلابی دوست دخترهایش بوده, به زن گفته بود که طلاقش خواهد داد و زن دیگری خواهد گرفت, و وقتی که زن گفته بود از کجا معلوم که عیب من باشد, مرد پوزخندی زده و گفته بود حالا ببین.
زنش از دکتر پرسید پس تمام رنج درمان بر دوش من خواهد بود؟ و نگاهی طلبکار و با نفرت به مرد انداخت.
از مطب که بیرون می آمدند مرد به نابرابری جنسی و ظلم طبیعت به هم جنسانش فکر می کرد. چرا از مردها انتظار دارند که هر روز میلیونها اسپرم تولید کنند در حالیکه زنها خیلی که زحمت بکشند ماهی دوتا تخمک می سازند.
مرد نمی شنید وقتی که زنش می گفت طلاق می خواهد.
سلام. جالب بود. ولی این انتقادت از مردها در درجه اول به دین مردسالار و قوانین مردسالارمون بر میگرده. اگه قوانین و دینمون که مبنای قوانینه زن سالار بودن الان ما مردها شاکی بودیم. مشکل کار اینه که به جای اینکه به انسان بودن توجه کنیم به زن و مرد بودن توجه می کنیم
زنه آخرش دل خواننده رو خنک می کنه . به این می گن هپی اند از نوع دلخواه
عاشق این همه جسارتتم
ای وای مادر دلم کباب شد
از بين تمام اينها با آن قسمتي همذات پنداري كردم كه به خاطر نبود كا.ن.دوم مصيبتهايي سر آدم مي آيد. حالا از هر نوعش كه فكرش را بكني.
گل گفتي رفيق …
ولي يك چيزي، خداييش كدام احمق ِ نديده اي براي كشيدن دختري يا زني به رختخواب يك سال و نيم تلاش مي كند؟!؟!؟ اصولن مگر چنين زماني لازم است؟!؟!؟
فوق العاده بود
مردِ پوک ِبي اعتماد …
به ياد پست مطلب 80-79 خودم افتادم!
قسمت آخرش را متوجه نشدم؛ یعنی از اینجا که گفتی: «از مطب که بیرون می آمدند مرد به نابرابری جنسی و ظلم طبیعت به هم جنسانش فکر می کرد.» … تا آخر.
هه هه هه ،امید همه مثل تو cool نیستن که دخترا همون روز اول بپرن بقلش بگن بیا منو بکن!!
سلام
از طريق وبلاگ بوي خوش زن وبلاگ شما را يافتم.در حيرتم كه دوست من اين وبلاگهاي خوب را چگونه پيدا مي كند.
از خواندن پست خواهر ارزشي اشك در چشمانم حلقه زد.
درود بر فرزندان ايرانزمين.
در مورد اين پست هم چه بگويم.ياد داستاني واقعي افتادم كه طرف نوه و نتيجه داشت و بعد از عمري تازه فهميده بود كه نطفه اش باردار نيست.
پاينده باشيد( با اجازه لينك شديد)
چه فایده داره زن به چی فکر میکرده و مرد چی میشنیده مهم اینه که مرد تا تونسته کرده و ک.ون این و اون گذاشته حالا زن واسه همین حق هم باید سگ دو برنه حالا حالاها
به مردک: طلاقش نده بی پدر را، قرض می دهیم بهت!
از همه جالب تر جهل و حماقت این آقایان مرد سالار در مساله دختر و پسر دار شدن است. هرکسی یک ذره تحصیل کرده باشد مداند که تخمک حاوی کروموزوم x و اسپرم حاوی کروموزوم x ویا y است پس اگر از روی نادانی هم بخواهیم مقصری برای دختردار شدن یا پسردار شدن پیدا کنیم این پدر است که که مقصر است ولی همیشه مادر بیچاره را ملامت میکنند که” دختر زاست” و نمی تواند پسر بزاید.irony قضیه رو می بینی؟
سسسلام
نوی دونستم برگشتین حسب اتفاق اومدم وخیلی هم خوشحالم از برگشتنتون.نوشته هاتون مثل همیشه خسورانه ،تازه،تلخ،خلاقانه وواقعیه
ایم به کام
بخاطر اين نوشته ات ؛ آدرس تو را از فيد خودم حذف کرده و بناچار خود را محروم از برخي نوشته هاي خوبت کردم . پيشنهاد ميکنم برخي نوشته هايت را عموميت ندهي
نمیدونم این متن ها رو خودت مینویسی یا نه! فقط میخواستم بگم اگه نوشته ی خودته فوق العاده اند! من کل وبلاگت رو خوندم! چند وقت بود نثر به این قشنگی نخونده بودم
شانسی با وبلاگت اشنا شدم اما از این به بعد همیشه بهش سر میزنم امیدوارم زود به زود اپدیت کنی
بابا خفن
بابا بی نظیر
ولی ای کاش اینجوری تموم نمی شد:
باید نتیجه ی آزمایشگاه مثل فیلم فارسیای قدیم اشتاه میشد و زن مقصر!شناخته می شد و مرتیکه یه هف هش سال دیگه رنج می کشید و ………..
زنک هم می رف با یه زن مرده که دلش نمی خواد میراث خور بیشتری داشته باشه مزدوج بشه و یه توله پس بندازه و تازه اسمشو هم بذارن معجزه و ………….
عاشقتم..(آیکون ماچ و بوسه و اینا)
راستی
“زن مرده” درینجا همون مردی ست که زنش مرده و بیوه شده است!!!!
اگر تمام خلقت را هم احسن ممکن وجود بخوانند، زن است که ناقض این مدعاست.
من هرگز نمی پذیرم این پذیرندگی ذاتی زن را…
انگشت اتهام نه به سوی مرد یا زن که به سوی سناریست این نمایش مضحک نشانه رفته.
هر چه هست از قامت ناساز و بی اندام اوست…
واااااای محشر بود
دلم میخواست چند بار از اول این پست رو بخونم !!!!
خواستم برای پست “خواهر ارزشی ام, ای هموطن, ای قحبه” نظر بذارم که فیلتر شده بود.
بگذریم از اینکه نظر من حرف جدیدی نداره جز اینکه همه جوره باهات موافقم.
با اجازه لینکت می کنم که از به روز شدن وبلاگت زودتر با خبر بشم
ایول اینم مثل بقیه عالی بود
عالی بود…
مرسي
ای خدایمهربوندرد داره یکم یواش تر..
دعوتی
Eyvool pas berim azmayesh bedim bebinim age bardar nemikonim inhame poool condom nadim baba !!!!!!
با اجازه لينك دادم.به نظرم مطالب وبلاگت به درد خانوما ميخوره.پس بهتر ه تكثير بشه.خصوصا از مطلب خواهر ارزشي… خوشم اومد.اگر از اينكه لينك دادم ناراضي بودي خبر بده.
سلام من از طریق بوی خوش زن با وبلاگت آشنا شدم خیلی از مطالبت خوشم اومد با اجازه لینکت می کنم راستی به ما هم سری بزن.
ولی در مورد این پست باید بگم که خیلی خوشم اومد خدا خوب گذاشت تو کاسه مردک
درس عبرتی باشد برای ذکورات
بعد از سالها سابقه ی زن بودنوزندگی دیگر زنان را دیدن به این نتیجه رسیدم که عاطفه ی زن هم میتونه نقطه ی ضعفش باشه هم نقطه ی قوتش
ولی متاسفانه با فرهنگ و تربیتی که ما زنان ایرانی داریم اون شق اولش درموردمون صادق تره
و مردهامان هم این نقطه ضعف را از همون کودکی و در ارتباط با ننه هاشون تجربه می کنند تا در اینده استفاده ی بهینه ازش داشته باشند
حالم از اینهمه احساسات قلمبه مان بهم میخوره..ولی چاره چیست؟
سلام. بابت این نثر قوی تبریک می گم.
خیلی زیبا و به طور غریبی مردانه بود
نثر قوی + معنای جالب
آفرین
من خوشحالم که هنوز ستاره هایی چون شما در آسمان ادبیات ایران زمین می درخشند. نه به شوخی نگیرید این حرف را! درخشیدن به گفتن غزل و قصیده نیست که بعضی میزانش گرفته اند. درخشیدن یعنی چیزی که شما می نویسید و من و هزاران مثل من می خوانند و لذت می برند.
متشکرم
یک نکته ی بدی که این داستان بصورت تلویحی داره در مورد استفاده از کاندومه. کاندوم فقط برای جلویگیری از حاملگی نیست برای جلوگیری از کلی بیماری جنسی هم هست. از مطلب بالا اینطور بر میاد که نوسینده فقط اونو وسیله ای برای حامله نشدن میبینه. به همین لحاظ این داستان بد اموزی داره!
ضمنا بعضی دخترا هم هستن که از ریختن رو بدن و صورتشون لذت میبرن. همه یه جور نیستن تو رابطه جنسی. خلاصه اگر شما چندشت میشه هستن دخترایی که لذت می برن.
اما نکته ریز دیگه در این داستان اینه که همون بهتر که یکی از این دو نفر مشکل داشته و بجه دار نشدن. رابطه ی به این سستی دیگه بچه دار شدنشون چی بوده. سر بچه دار نشدن اگر طلاق نمی گرفتن بعدا با یک بچه معصوم سر مساله دیگه ای طلاق می گرفتن.
طرز اشنایی و ازدواج کردن در ایران افتضاحه و مسخره.
jaleb bood
عجب عکسی گذاشتی خیلی قشنگه
یه سوال شرعی زنه چرا نمیتونه یه شوهر دیگه بگیره؟؟
چطور در همچین مواقعی ما مردا به خودمون حق میدیم به زن دوم فکر کنیم اما اگه زنا به شوهر دوم فکر کنن هرزه اند
ما خودمان یادمان است انگار همین دیروز بود قبل از اینکه ما سلول تخم شویم میلیونها اسپرم ریخته بودند سر یک تخمک بیچاره.آنجا بود که تخمک عهد بست اگر فرزند دختر شد روزگاری ازین مردان سیاه کند که بیا و تماشا کن
خيلي باحال بود. لذت بردم. از عدم توانايي بچه دار شدن ببين چه داستاني ساخته. آخرشي دختر .
شرمنده اين قدر صميمي صحبت كردم. خيلي خوشم اومد از پستتون.
هميشه وبلاگتون و مي خونم .
با اجازه و بدون اینکه بخوام کسی رو برنجونم، از دید یک آدمی که خیلی مرده (به مولا) چند نکته رو یادآوری می کنم:
1- درسته که کروموزوم های X و Y در اسپرم هستند و توسط مرد تولید می شوند، اما این که کدام زودتر به تخمک برسند به محیط حرکتشون یا همون بدن زن وابسته است و همین طور زمان نزدیکی. یعنی زن بیشتر نقش داره. (در پاسخ یکی از کامنتها)
2- به نظرم مرد داستان خیلی هم با عرضه نبوده، وگرنه زن رو مجبور می کرد که از قرص یا آیودی استفاده کنه و این همه ناراحتی کاندوم رو به جون نمی خرید! حالا اگر اونها برای زن ناراحت کننده هستند، این دیگه مشکل زنه است!!!!!!
3- خیلی خوب تونستی افکار مرد رو به نمایش بذاری و این عالی بود. یکی گفته بود “مردانه” بود. به نظرم این را “زنی” نوشته که خیلی خوب تونسته نحوه تفکر یک مرد رو درک کنه.
4- در کل مطلبت فراتر از عالی بود.